« در مورد هسته هستش | صٿحه اصلی | یادآوری »

جمعه ۵ اسفند ۸۴

دلتنگی

وقتی شب‌ها و روزها از هم سبقت می‌گیرند تا نکند یکی از دیگری طولانی تر شود اما روزگار برای تو چون گردونه ثابتی باشد که گاه چرخش‌هایش نیز تکراری است...
وقتی احساس کنی صفحه زندگیت عکسی دیگر از زاویه عمرت را در خود جای داده در حالی که تو هنوز فرسنگ‌ها تا پله‌های ترقی زندگیت فاصله داری ...
وقتی چهارراه ذهنت از هر سو به یک بن بست ختم شود و تو پرسان پرسان و دوان دوان دنبال شکافی برای رهایی از حصار افکار ذهنت بگردی...
وقتی قدم به قدم و نفس به نفس خود را با انتهای دنیا همراه ببینی و جایگاه امید را در دست شیطان ناامیدی اسیر و در بند ببینی...
وقتی رؤیاهای ناتمام ذهنت جای خود را به حقیقت‌ها و واقعیت‌ها دادند و آنگاه تو خود را در میان دریایی از بی‌خیالی‌های گذشته‌ات غوطه‌ور ببینی ...
وقتی موسیقی درونت به نوای غم انگیز سکوت مبدل شد ...
وقتی خود را اسیری میان افکار و عقاید و گفته‌های دیگران یافتی...
وقتی احساس کردی که صدای جازهای غربی تو را قدم به قدم از رنگ‌های خداییت دور می‌کند...
وقتی سال‌های گذشته عمرت را پوچ و بیهوده انگاری و خود را حقیری در میان بی‌نهایت مخلوقات بیابی...
آنگاه است که از همیشه بیشتر نیاز به معبودت را در خود شعله‌ور می‌بینی. دوست داری فرسخ‌ها از تاریکی دور شوی و قدم به قدم به خدایت نزدیک شوی. می‌خواهی خدا را با امید و اخلاص فریاد بزنی و برای محبتش اشک بریزی. و با توکل و توسل روحت را از حصار مادیات بیرون بکشی و اینگونه منزل به منزل به خدایت نزدیک شوی.
چه زیباست خدایی شدن وقتی با تمام وجود درمی‌یابی که برای جز خدا بودن تاریکی مطلق است. و تو می‌توانی با تمام اراده جوانیت و گام‌های استوار و افکار و عقاید محکمت هدفی الهی را در پیش بگیری. ذره ذره وجودت سرشار از ایمان به حق و عدالت و درستی شود و مصمم‌ تر از همیشه برای به پا داشتن ارزش‌هایت گام برداری. ارزش‌هایی که نسل اندر نسل آن را زنده نگه داشته‌اند و هم اکنون پرچم برافراشته‌ای که نشان این ارزش‌ها را تو بر دوش بگیری و طنین صدایت را نسل در نسل به گوش آیندگان برسانی.
فراموش نکن که این کار شدنی است و تو می‌توانی...

پیوست: « یادت باشه که یادت بدم که یادم بیاری که یاد تو از یادم بیرون نمیره. اینو یادت نره... »

نوشته شده توسط نجمه‌السادات مولاييدر ساعت ۱۹:۳۳

نظرخواهی

salam
khoobe
edame bede

نویسنده: esmailifar در ساعت 2, 2006 12:54

با سلام خدمت خواهر محترم!
از پیام شما در وبلاگم تشکر می کنم و از لطف شما سپاسگذار
به حکم ادب متقابلا جهت دیدار وبلاگتان امدم و لذت بردم
انشاءالله همیشه موفق و سربلند باشی
از سلاله پاک اهل بیت هستی برای ما نیز دعا بفرما
یا زهرا

نویسنده: شیخ عبدالله در ساعت 2, 2006 01:37

salam , karetoon bad nist amma behtare 1 kam az harf zadan o nasihat kardan biyayn biroon
movaffagh bashin

نویسنده: morteza در ساعت 4, 2006 01:54

سلام

مطلبت قشنگ بود، فقط داشته باش، اين دومين باريه كه خبرهاي شما رو از غريبه ها ميشنوم ... اين رسمش نيست.
اوليش خيابون طالقاني حالا هم چهارراه بن بست ... خدا سوميش رو به خير بگذرونه

e2a
س م (ديگه بزرگ شده) از تهران

نویسنده: سيد مهدي در ساعت 17, 2006 01:27

سلام
عالی بود.با خوندن نوشته هات خوب آدمو به فکر فرو میکنی،ممنونم
موفق باشی.
بای

نویسنده: ... در ساعت 18, 2006 11:01

با سلام که نام خداست
در تکمیل مطلبتون:
یادم باشد که خدا به خاطر خلقت من به خودش افرین گفت.
حالا منم و یه آفرین خدائی...

نویسنده: سید محمد امین در ساعت 8, 2006 12:06

خیلی خوبه. یعنی می توانم به جرات بگم عالیه .....
اما لطفا راجع به خیانت مطلب زیاد بگین که من دارم از این موضوع می ترکم .
بازم بسیار بسیار بسیار ممنون وسپاسگذار

نویسنده: fahime در ساعت 5, 2006 02:12

ina hamash cherto perte

نویسنده: navid در ساعت 23, 2006 09:45

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش