مي‌خواهيم هيچ امروزمان با ديروزمان برابر نباشد.
درباره نسل سه
ارتباط با نسل سه

آرشيو مطالب گذشته

 ۲ دوشنبه ۲۴ مهر
 ۳ سه شنبه ۱۴ شهریور
 ۳ سه شنبه ۷ شهریور
 ۳ سه شنبه ۲۴ مرداد
 ۳ سه شنبه ۳ مرداد
 ۳ سه شنبه ۲۷ تیر
 ۳ سه شنبه ۱۳ تیر
 ۳ سه شنبه ۲۳ خرداد
 ۳ سه شنبه ۱۶ خرداد
 ۳ سه شنبه ۹ خرداد
 ۳ سه شنبه ۲ خرداد
 ۳ سه شنبه ۲۶ اردیبهشت
 ۳ سه شنبه ۵ اردیبهشت
 ۳ سه شنبه ۲۹ فروردین
 ۳ سه شنبه ۲۲ فروردین
 ۳ سه شنبه ۲۳ اسفند
 ۳ سه شنبه ۱۶ اسفند
 ۳ سه شنبه ۹ اسفند
 ۳ سه شنبه ۲ اسفند
 ۳ سه شنبه ۲۵ بهمن
 ۳ سه شنبه ۱۱ بهمن
 ۴ چهارشنبه ۵ بهمن
 ۳ سه شنبه ۲۷ دی
 ۳ سه شنبه ۲۰ دی
 ۳ سه شنبه ۱۳ دی
 ۳ سه شنبه ۶ دی
 ۳ سه شنبه ۲۹ آذر
 ۳ سه شنبه ۲۲ آذر
 ۳ سه شنبه ۱۵ آذر
 ۳ سه شنبه ۸ آذر
 ۳ سه شنبه ۱ آذر
 ۳ سه شنبه ۲۴ آبان
 ۳ سه شنبه ۱۷ آبان
 ۳ سه شنبه ۱۰ آبان
 ۳ سه شنبه ۲۶ مهر
 ۳ سه شنبه ۱۹ مهر
 ۳ سه شنبه ۱۲ مهر
 ۳ سه شنبه ۵ مهر
 ۳ سه شنبه ۲۲ شهریور
 ۳ سه شنبه ۸ شهریور
 ۳ سه شنبه ۱ شهریور
 ۳ سه شنبه ۲۵ مرداد
 ۳ سه شنبه ۱۸ مرداد
 ۳ سه شنبه ۱۱ مرداد
 ۳ سه شنبه ۴ مرداد
 ۳ سه شنبه ۲۸ تیر
 ۳ سه شنبه ۲۱ تیر
 ۳ سه شنبه ۱۴ تیر
 ۳ سه شنبه ۷ تیر
 ۳ سه شنبه ۳۱ خرداد
 ۳ سه شنبه ۲۴ خرداد
 ۳ سه شنبه ۱۷ خرداد
 ۳ سه شنبه ۱۰ خرداد
 ۳ سه شنبه ۳ خرداد
 ۳ سه شنبه ۲۷ اردیبهشت
 ۳ سه شنبه ۲۰ اردیبهشت
 ۳ سه شنبه ۱۳ اردیبهشت
 ۳ سه شنبه ۳۰ فروردین
 ۳ سه شنبه ۲۳ فروردین
 ۳ سه شنبه ۱۸ اسفند
 ۳ سه شنبه ۱۱ اسفند
 ۳ سه شنبه ۲۷ بهمن
 ۳ سه شنبه ۲۰ بهمن
 ۳ سه شنبه ۱۳ بهمن


آرشيو موضوعي
فينگليش  (36)
قاصدک  (6)
قبل از هر چيز سلام!  (65)
كارگاه  (2)
نيازمندي‌ها  (1)
وروجك‌هاي هزاره سوم  (7)
يادداشت  (95)
پيكچر ماندگار  (16)
پاتوق گروپ  (1)
آسمان مال من است...  (1)
اگه خدا قبول كنه!  (22)
برسد به دست...  (4)
تيتر يك  (64)
حرف‌هاي ژنريك  (5)
دست نوشته‌هاي دل  (35)
راستان  (2)
سه‌شنبه بازار  (215)
طعم قافيه  (3)

آرشيو مطالب نويسندگان


 
قبل از هر چيز سلام!



معلم يكي از مدارس ابتدايي كرج (باغچه بان18) كار جالبي كرده بود.
اين خانم معلم به دانش آموزان خودش شماره تلفن خدا را داده بود و گفته بود هر وقت به مشكلي برخورديد و چرخ هايتان پنجر شد و زندگي كج و كنجل بازي درآورد برايتان، با اين شماره تماس بگيريد و به خدا گزارش بدهيد تا سه سوته مشكل تان حل شود!
شماره هم اين بود: 24434
بچه ها اينقدر تيز بودند كه بدون توضيح معلم، دوزاري شان افتاده بود كه براي گرفتن اين شماره بايد چه كار كنند و چند ركعت در روز بايد كانكت شوند و با خدا چت كنند!
چند هفته بعد كه اين معلم به خاطر بيماري، بستري شده بود وسركلاس نرفته بود، بچه ها دست به كار شده بودند و رفته بودند سراغ همان شماره تلفن پنج رقمي؛
2 ركعت صبح، 4 ركعت ظهر، 4 ركعت عصر و...
¤¤¤
خود ما هم زماني كه فسقلي بوديم، از اين چيزها زياد بهمان ياد مي دادند. آدرس خدا و صندوق پستي خدا و...
ما هم در نهايت هلو بودن و سادگي، همه اين حرف ها را قورت مي داديم و چه نامه هايي كه براي خدا مي نوشتيم و چه دعاهايي كه مي كرديم و گپ هاي خودماني كه مي زديم با يك رفيق فابريك جون جوني به نام خدا! و چقدر هم برآورده مي شد تماس ها و نذرهايمان. بس كه باور داشتيم اش و زود زود دلمان تنگ مي شد برايش.
نامه هايمان بد خط بود و پر از غلط و غلوط، تلفظ هايمان عصر حجري بود و خنده دار و آخر آخر يك آدم بي سوات اما در عوض تپل و پرملات!
يادم نمي رود روزي كه دسته جمعي براي خدا نامه نوشتيم كه امام زمان(عج) را با پول بليطي كه ما با همان نامه برايش مي فرستيم، بفرستد دنيا و به او بگويد اين اسراييلي ها رحم ندارند، تا همه فلسطيني ها را نكشتند، زودتر بيا!
و حالا امروز...
دلم لك زده براي يكي از آن نامه ها، يكي از آن تماس ها، شماره تلفن ها، يكي از آن دلم برايت تنگ مي شود گاهي ها!
بد خط، پرغلط، كج و كنجل، پرتقالي و بچه گانه اما پوست كنده وخودماني به او بگوئيم اين آرسن لوپن ها نمي دانند كه ما «قدرها را قبر نكرديم» كه حالا با خردشدنش، دست و پا بلرزانيم اما تو ببين كه حتي به قبر هم رحم نمي كنند اين گشنه ها!... بگوئيم اهالي شرم همچنان سيب را به جاي سيم سرمي برند خدا... بگوئيم آقاجان ، جان مادرت بگو كي مي آيي...
بنويسيم در انتظار آن روز باراني هستيم كه آن مرد خواهد آمد در آن!

به فكر رنگ سبز پس فردا...

صادق مهدي غفراني


 

 




نشريه الكترونيك

كي می‌تونه جز من و تو
درد ما رو چاره كنه


دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۶
 

تيتر يك

چند هفته پيش، روزنامه ايران در مطلبي به قلم دكتر شيخ الاسلامي مقوله حجامت را با نگاهي سطحي و يك سويه مورد بررسي و نقد و بعضي جاها هم تهاجم قرار داده بود و اين روش درماني را با مقوله هاي ديگري مانند جراحي و اهداي خون مقايسه كرده بود كه براي اينكه بيشتر دوزاري همه مان بيفتد كه چه هست هايي نيست و چه نيست هايي هست، سوژه اين هفته را برديم در خانه حجامت!


پيكچر ماندگار

سلام، راستش آقا، نمي دانستيم ما بچه هاي مدرسه راهنمايي هم جزو نسل سومي ها حساب مي شويم يا نه. ولي اين نامه و اين عكس ها را براي كيهان مي فرستيم تا اگر شد، چاپ كنيد. جاي شما خالي،...

يادداشت

سوار تاكسي مي شوم. به راننده مي گويم فلان جا؟ مي گويد: ها !!! بعد مي بينم كه دارد با بغل دستي اش، برره اي صحبت مي كند. «هوا آلوده شده بيد جيگر!» نفر دوم: «ها، مدرسه ها را تعطيل...

دست نوشته‌هاي دل

شب و شبگرد و شباويز و شميم گل زار گل و گلدان گلايل گاه وبيگاه گلايه زسر گردش دهر دار قالي درد و درمان و دل و دل دار و داروگ بر لب نهر نيمه شب ناله و نيستي و...

سه‌شنبه بازار

زنگ بزنيد و مجاني قصه خاله ستاره را بشنويد. نخستين خط تلفن قصه گوي دنيا با نام خاله ستاره به صورت رايگان دراختيار كودكان قرار گرفت. نخستين خط تلفن قصه گوي دنيا با نام خاله ستاره يكي از خدماتي است...

سه‌شنبه بازار

هر روز يك دانماركي مسلمان مي شود. هر روز يك شهروند دانماركي به دين اسلام مشرف مي شود. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران يك روزنامه دانماركي گزارش داد كه هر روز بر تعداد شهروندان دانماركي كه به دين اسلام مشرف...

سه‌شنبه بازار

زوج آلماني فرزند گرسنه خود را فريز كردند. يك زوج آلماني با گرسنگي دادن به پسر 6 ساله شان موجب مرگ او شده و جسدش را دو سال و نيم در فريزر خانه شان نگهداري كردند. به گزارش ايسنا، «آنجليكا»...

سه‌شنبه بازار

دانش آموزان به دنبال زنان خياباني و معتادان و سارقان. به گزارش خبرنگار نسل سوم يك دبيرستان دخترانه در منطقه 17 تهران، به دانش آموزان خود موضوعاتي چون اعتياد، دختران و زنان خياباني، دزدي و روابط ناسالم! را براي تحقيق...

سه‌شنبه بازار

راهنمايي و رانندگي يك عامل ناشناخته ترافيك را كشف كرد. معاون راهنمايي و رانندگي فرماندهي استان تهران، بيمه ها را يكي ازعوامل ايجاد ترافيك در داخل شهرها دانست. سرهنگ محمد كريم خسروي در گفت و گو با مهر گفت: عدم...

فينگليش