|
ميخواهيم هيچ امروزمان با ديروزمان برابر نباشد.
درباره نسل سه ارتباط با نسل سه |
![]() يك حسي مثل قدم زدن تو كوچه باغ هاي قديمي تهران، بعد از يك باران تند يا يك حسي مثل نشستن زير يك آبشار مرتفع مثل گنجنامه همدان يا شايد هم يك حسي مثل پردادن يك بادبادك ساخته شده از حصير و روزنامه در يك هواي ايده ال و اوج گرفتن و تكان خوردن نخ اش... آره، اين آخري بيشتر مي چسبد، يك بادبادك ساخته شده از روزنامه و حصير تو آسمان! صادق مهدي غفراني
|
نشريه الكترونيك كي میتونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۶ |
|||
![]()
سلام رئيس!اول كه مي خوا ستيم شروع كنيم، ببخشيدها اسمت رئيس نبود !اول كه شروع كرديم، گفتي نه تلفن داريم، نه صندلي براي نشستن ، نه كارت افتخاري براي پز دادن.گفتي ما به شما افتخار مي دهيم كه مي شويد...
![]()
رك و پوست كنده بيا اسم نسل سه را عوض كنيم. باور كن نسل چهارمي ها و پنجمي ها حتي از راه رسيده اند و ما خوابيم همان طور كه وقتي ما از راه رسيديم، نسل اول و دوم و...
![]()
هي من مي گم رئيس اين سوسول بازيها چيه آدم براي فينگيل بچه كه جشن تولد نميگيره پس فردا توقع براش ايجاد ميشه، ولي به خرج باباصادق كه نميره بچه اش يكسال بزرگتر شده دل باباجان قيژ رفته! ولي خداييش...
![]()
¤ دوستي دارم كه هر سه شنبه متولد مي شود و من براي تحويل گرفتنش شال و كلاه مي كنم. كمي توي راه با من گپ مي زند بعد مي آيد خانه روي صندلي رو به رويم مي نشيند خاطره...
![]()
الان دقيقاً نمي دونم كه چي بايد بنويسيم. ماجرا مربوط ميشه به تولد مرموز نسل سوم كيهان، ولي حالا شايد بتونم در مورد خوردن يك استكان چاي بنويسم و يا در باب بوي كاغذهاي كيهان و يا قرصهاي اكس و...
مي دونيد دلم خيلي گرفته، راستش به n دليل مختلف دوست دارم بزنم زير گريه. اما خوب يه چيزي نمي ذاره و مي گه چرا همش غصه و ناراحتي. ببخشيد، امروز روز تولده و در يك همچين روزي بايد از...
![]()
بعد از عيد، تقريباً يك هفته اي بود كه مي آمديم سركلاس و تازه مدرسه داشت به روال عادي اش برمي گشت و تعريف هاي عيد تمام مي شد و دوباره جرقه هاي قه قه زدن و سوژه و سوتي...
![]()
اولين بار كه خواندمش در ارمنستان بودم. فكرش را بكن آدم در غربت باشد و چند خط آشنا و تودل برو جلوي چشم هايش ظاهر شود.آن روز خانواده ام برايم از ايران خرت و پرت و خوراكي و... فرستاده بودند....
![]()
سلام.امروز براي خيلي ها روزي معمولي بود! هوا ابري يا نه آفتابي بود...شايد هم براي يكي گرم گرم و تابستاني...ولي يكي، يا حتي شايد يك عالمه آدم توي اين دنيا، امروز برايشان خيلي خيلي مهم باشد.روز تولد هركسي شايد خاطره...
|
|||||
|
|
|||||
|
|
|||||